به تاریخ پیوسته - به تاریخ پیوستن - تاریخ ساز شدن

به تاریخ پیوسته - به تاریخ پیوستن - تاریخ ساز شدن



be history -- به تاریخ پیوسته (خیلی قدیمی شده، فراموش شده)

مثال:
".
What about Dan - are you still seeing him?" "Oh, he's history"
"دَن چی - هنوز می بینیش؟" "اوه، اون به تاریخ پیوسته."

--------------------------------------------------------------
become history -- به تاریخ پیوستن (فراموش شدن)

مثال:
.
His ideology became history shortly after he died
ایدئولوژییش خیلی زود بعد از مرگش به تاریخ پیوست. (فراموش شدن)

--------------------------------------------------------------
make history -- تاریخ ساز شدن (تاریخی شدن، جاودان شدن)

مثال:
.
Martin Luther King's "I Have a Dream" speech became history
سخنرانی ِ "رویایی دارم" ِ مارتین لوترکینگ تاریخ ساز شد.

به تاریخ پیوسته - به تاریخ پیوستن - تاریخ ساز شدن



be history -- به تاریخ پیوسته (خیلی قدیمی شده، فراموش شده)

مثال:
".
What about Dan - are you still seeing him?" "Oh, he's history"
"دَن چی - هنوز می بینیش؟" "اوه، اون به تاریخ پیوسته."

--------------------------------------------------------------
become history -- به تاریخ پیوستن (فراموش شدن)

مثال:
.
His ideology became history shortly after he died
ایدئولوژییش خیلی زود بعد از مرگش به تاریخ پیوست. (فراموش شدن)

--------------------------------------------------------------
make history -- تاریخ ساز شدن (تاریخی شدن، جاودان شدن)

مثال:
.
Martin Luther King's "I Have a Dream" speech became history
سخنرانی ِ "رویایی دارم" ِ مارتین لوترکینگ تاریخ ساز شد.

Tags: ,,,,,

0 thoughts on “به تاریخ پیوسته - به تاریخ پیوستن - تاریخ ساز شدن”

Leave a Reply